درمان با rTMS

درمان آفازی و مشکل تکلم پس از سکته مغزی با تحریک مغناطیسی مغز (rTMS)

درمان آفازی بعد از سکته مغزی با rTMS و تحریک مغناطیسی مغز

مقدمه

آفازی بعد از سکته مغزی یکی از شایع‌ترین و آزاردهنده‌ترین مشکلات عصبی است. در این وضعیت، فرد هوشیار است، فکر می‌کند و معمولاً می‌فهمد چه می‌شنود، اما وقتی می‌خواهد حرف بزند یا چیزی را نام ببرد، کلمات «روی زبانش گیر می‌کنند». بسیاری از بیماران این تجربه را این‌گونه توصیف می‌کنند: «می‌دانم چه می‌خواهم بگویم، اما کلمه‌اش یادم نمی‌آید.» این مشکل در اصطلاح عصب‌روان‌شناسی «آنومیا» نام دارد و یکی از مهم‌ترین جنبه‌های آفازی پس از سکته مغزی است.

آنومیا یعنی مشکل در پیدا کردن واژه مناسب برای نام بردن اشیاء، افراد یا کارها. این اختلال تقریباً در همه انواع آفازی دیده می‌شود و می‌تواند کیفیت زندگی، روابط خانوادگی، شغل و استقلال فرد را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. در سال‌های اخیر، در کنار گفتاردرمانی، روش‌های نوینی مثل تحریک مغناطیسی مغز یا rTMS برای کمک به درمان آفازی و به‌ویژه مشکل نام‌گذاری افعال پس از سکته مغزی مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این مقاله به زبان ساده توضیح می‌دهیم آفازی و آنومیا چیست، چرا نام‌گذاری افعال از اسم‌ها سخت‌تر می‌شود و تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) چه نقشی می‌تواند در بهبود این مشکل داشته باشد.

آفازی و آنومیا چیست؟

آفازی یک اختلال زبانی است که معمولاً در اثر آسیب به نیمکره چپ مغز، به‌خصوص پس از سکته مغزی، رخ می‌دهد. بسته به محل و وسعت ضایعه، فرد ممکن است در درک گفتار، تولید و بیان جمله‌ها، نام بردن اشخاص و اشیاء، خواندن و نوشتن دچار درجات مختلفی از مشکل شود. آفازی ربطی به هوش کلی فرد ندارد؛ بسیاری از بیماران از نظر فکری سالم‌اند، اما مسیرهای زبانی مغزشان دچار اختلال شده است.

یکی از شایع‌ترین و آزاردهنده‌ترین مشکلات در آفازی، آنومیا است. در آنومیا، فرد مفهوم و تصویر ذهنی واژه را دارد، می‌داند درباره چه چیزی صحبت می‌کند، اما واژه مناسب را به‌سختی پیدا می‌کند یا به جای آن از کلمات نادرست استفاده می‌کند. این مشکل می‌تواند هم در مورد اسم‌ها (مثل «کتاب»، «پزشک»، «لیوان») رخ دهد و هم در مورد افعال (مثل «رفتن»، «خوردن»، «نوشتن»). آنومیا تقریباً در همه بیماران مبتلا به آفازی پس از سکته مغزی به درجات مختلف دیده می‌شود.

چرا افعال بیشتر از اسم‌ها آسیب می‌بینند؟

 

فرد مبتلا به آفازی

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از بیماران مبتلا به آفازی، مشکل در نام‌گذاری افعال (کارها) شدیدتر از مشکل در نام‌گذاری اسم‌ها (اشیاء) است. مثلاً فرد می‌تواند بگوید «لیوان»، «میز»، «پزشک»، اما وقتی می‌خواهد بگوید «می‌نوشم»، «می‌نویسم» یا «می‌گیرم»، دچار گیر زبانی یا مکث طولانی می‌شود. این تفاوت تصادفی نیست و دلایل زبانی و مغزی دارد.

از نظر زبانی، افعال ساختار پیچیده‌تری نسبت به اسم‌ها دارند. در بسیاری از زبان‌ها از جمله فرانسه، اسپانیایی و تا حدی فارسی، فعل باید با شخص (من، تو، او)، زمان (گذشته، حال، آینده)، شمار (مفرد، جمع) و گاهی وجه دستوری هماهنگ شود. برای یک ریشه فعلی، ده‌ها شکل صرفی مختلف وجود دارد؛ مثل می‌روم، می‌روی، رفتیم، می‌رفتند، خواهد رفت و غیره. این تنوع باعث می‌شود پردازش افعال برای مغز «گران‌تر» و حساس‌تر باشد. در مقابل، اسم‌ها معمولاً فقط بین مفرد و جمع تغییر می‌کنند و از نظر صرفی ساده‌ترند.

از نظر مغزی نیز شبکه‌هایی که در پردازش افعال درگیر می‌شوند، گسترده‌تر و پیچیده‌تر هستند. مطالعات تصویربرداری مغز (مثل fMRI) نشان داده‌اند که هنگام پردازش افعال، علاوه بر نواحی زبانی در لوب گیجگاهی (مثلاً در نام‌گذاری اشیاء)، نواحی پیشانی، قشر پیش‌حرکتی و بخش‌هایی از لوب جداری نیز فعال می‌شوند. این نواحی در برنامه‌ریزی حرکت، ساختار جمله و کنترل نحوی نقش دارند. به همین دلیل، وقتی سکته مغزی بخش‌هایی از این شبکه را در نیمکره چپ آسیب می‌زند، افعال نسبت به اسم‌ها بیشتر در معرض اختلال قرار می‌گیرند.

اهمیت افعال در زندگی روزمره

در ظاهر ممکن است به نظر برسد که اسم‌ها مهم‌ترند، چون با آن‌ها اشیاء و افراد را نام می‌بریم. اما در زندگی واقعی، بدون افعال نمی‌توانیم بگوییم چه کاری انجام می‌دهیم، چه می‌خواهیم و چه اتفاقی افتاده است. فعل، قلب جمله است و بدون آن جمله ناقص می‌ماند. برای مثال، جمله «مادر…» به‌تنهایی معنا ندارد، اما وقتی می‌گوییم «مادر غذا می‌پزد»، این فعل «می‌پزد» است که به جمله جان می‌دهد.

در مکالمات روزمره، تعریف کردن وقایع، درخواست کردن، بیان احساسات و توصیف وضعیت، همگی به افعال متکی هستند. جملاتی مانند «امروز دکتر رفتم»، «راه رفتم»، «خوردم»، «خوابیدم»، «خسته‌ام»، «نگرانم» همگی بدون افعال ممکن نیستند. بنابراین، وقتی فرد پس از سکته مغزی در نام‌گذاری افعال دچار مشکل می‌شود، نه‌فقط یک کلمه را از دست می‌دهد، بلکه توانایی ساختن جمله‌های معنادار و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران برایش سخت می‌شود. به همین دلیل، درمان مشکل نام‌گذاری افعال (آنومیای فعل) در گفتاردرمانی اهمیت ویژه‌ای دارد.

چگونه مشکل نام‌گذاری افعال ارزیابی می‌شود؟

برای ارزیابی مشکل نام‌گذاری افعال در بیماران مبتلا به آفازی پس از سکته مغزی، گفتاردرمانگران و عصب‌روان‌شناسان از آزمون‌های استانداردی به نام «آزمون نام‌گذاری کنش‌ها» استفاده می‌کنند. در این آزمون‌ها معمولاً تصاویر یا صحنه‌هایی به بیمار نشان داده می‌شود که یک عمل را نمایش می‌دهند، مثل:

  • فردی که می‌دود؛
  • کسی که می‌نویسد؛
  • فردی که دست تکان می‌دهد؛
  • شخصی که چیزی را برمی‌دارد.

سپس درمانگر می‌پرسد: «این شخص چه کار می‌کند؟» و انتظار می‌رود بیمار یک فعل مناسب مانند «می‌دود»، «می‌نویسد»، «دست تکان می‌دهد» یا «برمی‌دارد» را بیان کند. در برخی آزمون‌ها فقط تعداد محدودی تصویر وجود دارد و در برخی دیگر مجموعه‌های بزرگ‌تری از افعال بررسی می‌شوند. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که استفاده از ویدئوهایی که حرکت واقعی را نشان می‌دهند، می‌تواند نسبت به تصاویر ثابت، نام‌گذاری افعال را بهتر تحریک کند، چون شبکه‌های حرکتی و زبانی مغز به‌طور هم‌زمان فعال می‌شوند.

نقش گفتاردرمانی در درمان آفازی و آنومیای فعل

گفتاردرمانی همچنان ستون اصلی درمان آفازی و آنومیا پس از سکته مغزی است. گفتاردرمانگر با توجه به نوع و شدت آفازی، برنامه‌ای طراحی می‌کند که می‌تواند شامل تمرین روی اسم‌ها، افعال، جمله‌سازی، درک گفتار و مکالمه طبیعی باشد. برای بهبود نام‌گذاری افعال، از تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌شود که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

تمرین معنایی–آوایی

در این روش، درمانگر با دادن سرنخ‌های معنایی و صدایی به بیمار کمک می‌کند فعل را پیدا کند. مثلاً می‌گوید «کاری که با پا انجام می‌دهیم و سریع است…» یا «با صدای /د/ شروع می‌شود…» تا بیمار به فعل «دویدن» برسد. این کار شبکه‌های معنایی و آوایی مرتبط با آن فعل را در مغز فعال می‌کند.

نام‌گذاری بر اساس تعریف

در این تکنیک، درمانگر ابتدا تعریف یا کاربرد یک فعل را توضیح می‌دهد، سپس از بیمار می‌خواهد آن را نام ببرد. مثلاً «کاری که با خودکار روی کاغذ انجام می‌دهیم» و بیمار باید بگوید «نوشتن». این روش، مسیر معنایی–کلامی را تمرین و تقویت می‌کند.

تحلیل ویژگی‌های معنایی

در این رویکرد، درباره ویژگی‌ها و ارتباطات معنایی یک فعل بحث می‌شود. مثلاً: این کار کجا انجام می‌شود؟ چه کسی معمولاً آن را انجام می‌دهد؟ به چه ابزاری نیاز دارد؟ چه چیزی بعد از آن رخ می‌دهد؟ با فعال شدن شبکه معنایی گسترده‌تر، احتمال بازیابی خود واژه (فعل) افزایش می‌یابد.

استفاده از تصویر و ویدئو

درمانگر می‌تواند از تصاویر ثابت یا ویدئوهای کوتاه برای نشان دادن یک عمل استفاده کند و از بیمار بخواهد نام آن را بگوید. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ویدئو به‌دلیل نمایش پویای حرکت، در برخی بیماران برای نام‌گذاری افعال مؤثرتر از تصویر ثابت است. به‌طور کلی، مطالعات نشان داده‌اند که تمرین هدفمند و مداوم افعال در گفتاردرمانی می‌تواند به تدریج توانایی نام‌گذاری افعال و استفاده از آن‌ها در مکالمه روزمره را بهبود دهد.

rTMS چیست؟

تحریک مغناطیسی مغز از روی جمجمه یا rTMS (مخفف Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation) یک روش غیرتهاجمی برای تعدیل فعالیت مغز است. در این روش، نیازی به جراحی یا وارد کردن وسیله‌ای به داخل مغز نیست و فرد حین انجام rTMS بیدار و هوشیار است. یک کویل (سیم‌پیچ) روی پوست سر و در محل تقریبی ناحیه هدف مغز قرار می‌گیرد. دستگاه، پالس‌های مغناطیسی بسیار کوتاه و قوی تولید می‌کند که از جمجمه عبور کرده و در بافت مغزی، جریان الکتریکی خفیفی ایجاد می‌کند.

این جریان الکتریکی می‌تواند فعالیت نورون‌ها را به‌طور موقت افزایش یا کاهش دهد. وقتی این پالس‌ها به صورت تکراری و با الگوی مشخص (برای مثال ۲۰ دقیقه با فرکانس ۱ هرتز) اعمال شوند، ممکن است اثرات پایدارتری بر تحریک‌پذیری آن ناحیه مغزی بگذارند. بسته به فرکانس و شدت، rTMS می‌تواند یک منطقه را مهار یا تسهیل کند. به همین دلیل، این روش در درمان اختلالاتی مانند افسردگی مقاوم، برخی دردهای مزمن، و در سال‌های اخیر در توان‌بخشی پس از سکته مغزی و اختلالات زبان، کاربرد پیدا کرده است.

rTMS در درمان آفازی پس از سکته مغزی

پژوهش‌های گوناگونی بررسی کرده‌اند که آیا تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) می‌تواند به بهبود مشکلات زبانی پس از سکته مغزی کمک کند یا خیر. نتایج بسیاری از این مطالعات نشان داده‌اند که در برخی بیماران، rTMS می‌تواند عملکردهایی مانند نام‌گذاری، روانی گفتار و درک زبان را، به‌ویژه وقتی در کنار گفتاردرمانی به‌کار می‌رود، بهبود دهد. در حوزه نام‌گذاری اشیاء (اسم‌ها)، چندین مطالعه و متاآنالیز گزارش کرده‌اند که ترکیب rTMS و گفتاردرمانی نسبت به گفتاردرمانیِ تنها نتیجه بهتری دارد.

سؤال تخصصی‌تر این است که آیا rTMS می‌تواند به‌طور خاص به بهبود مشکل نام‌گذاری افعال پس از سکته مغزی (آنومیای فعل) کمک کند یا خیر. برای پاسخ به این سؤال، محققان مجموعه‌ای از مطالعات موجود را در قالب یک مرور نظام‌مند و متاآنالیز بررسی کرده‌اند؛ یعنی نتایج مطالعات مختلف را جمع‌آوری و به‌طور یکپارچه تحلیل کرده‌اند.

نتایج پژوهش‌ها درباره rTMS و نام‌گذاری افعال

در این مرور نظام‌مند، مطالعاتی وارد تحلیل شدند که در آن‌ها:

  • بیماران مبتلا به آفازی پس از سکته مغزی شرکت داشتند؛
  • از rTMS (یا شکل خاصی به نام TBS) به عنوان مداخله استفاده شده بود؛
  • و عملکرد بیماران در آزمون نام‌گذاری افعال به‌طور مشخص اندازه‌گیری و گزارش شده بود.

در نهایت، ۱۰ مطالعه واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. اکثر بیماران در مرحله مزمن سکته بودند؛ یعنی چند ماه تا چند سال از سکته آن‌ها گذشته بود و بهبود خودبه‌خودی قابل‌توجهی انتظار نمی‌رفت. همه بیماران ضایعه‌ای در نیمکره چپ و عمدتاً در قلمرو شریان مغزی میانی داشتند که مرکز اصلی شبکه‌های زبانی است.

پروتکل‌های رایج rTMS در این مطالعات

بیشتر این مطالعات از یک پروتکل نسبتاً مشابه استفاده کرده بودند:

  • فرکانس پایین ۱ هرتز (تحریک مهاری)؛
  • مدت هر جلسه حدود ۲۰ دقیقه؛
  • تعداد جلسات معمولاً ۱۰ جلسه طی ۲ هفته؛
  • ناحیه هدف اغلب شکنج پیشانی تحتانی راست، یعنی همتای ناحیه بروکا در نیمکره راست.

منطق این انتخاب این است که پس از آسیب نیمکره چپ، نیمکره راست گاهی فعالیت جبرانی بیش از حد پیدا می‌کند. این فعالیت اضافه همیشه مفید نیست و ممکن است مانع از فعال شدن کارآتر شبکه‌های باقیمانده در نیمکره چپ شود. با مهار ملایم ناحیه زبانی راست به‌وسیله rTMS کم‌فرکانس، امید می‌رود تعادل بین دو نیمکره بهبود یابد و سمت چپ فرصت بیشتری برای سازماندهی دوباره زبان پیدا کند.

نتایج کوتاه‌مدت rTMS بر نام‌گذاری افعال

وقتی عملکرد بیماران در نام‌گذاری افعال قبل از درمان و حدود ۷ تا ۱۰ روز بعد از پایان دوره rTMS مقایسه شد، نتایج نشان داد که در برخی بیماران بهبودهای فردی مشاهده می‌شود، اما وقتی داده‌ها در قالب گروهی و آماری تحلیل شدند، بهبود قاطع و قابل‌توجهی که بتوان حتماً به rTMS نسبت داد، دیده نشد. به بیان ساده، در کوتاه‌مدت، تحریک مغناطیسی مغز برای همه بیماران معجزه نکرده است، هرچند در بعضی افراد نشانه‌هایی از بهتر شدن وجود داشته است.

نتایج میان‌مدت: ۲ تا ۳ ماه بعد از rTMS

در پیگیری‌هایی که حدود دو تا سه ماه بعد از پایان دوره rTMS انجام شدند، تصویر کلی مشابه بود. در برخی بیماران روند رو به بهبود یا تثبیت عملکرد مشاهده شد، اما در سطح کلی داده‌ها، هنوز نمی‌توان گفت rTMS به‌تنهایی در این بازه زمانی به‌طور قطعی باعث بهبود چشمگیر در نام‌گذاری افعال شده است. یکی از مشکلات مهم این است که بسیاری از مطالعات حجم نمونه کوچکی داشته‌اند و روش‌های ارزیابی و همراهی با گفتاردرمانی در آن‌ها متفاوت بوده است.

نتایج بلندمدت: ۶ تا ۸ ماه بعد از rTMS

جالب‌ترین بخش نتایج آن‌جاست که بیماران در فاصله طولانی‌تری، مثلاً شش تا هشت ماه بعد از پایان دوره rTMS، دوباره ارزیابی شده‌اند. در بخشی از این مطالعات، در این بازه بلندمدت، بهبود معنادارتری در نام‌گذاری افعال گزارش شده است؛ به‌ویژه در بیمارانی که در ماه‌های پس از درمان، همچنان در گفتاردرمانی فعال بوده‌اند. در بعضی موارد، این بهبود در حالی دیده شده که بلافاصله بعد از پایان جلسات rTMS تغییر قابل‌توجهی مشاهده نشده بود.

این یافته‌ها می‌توانند نشان دهند که rTMS شاید بیشتر از آن‌که در لحظه اثر بگذارد، فرآیندهای آهسته‌تر «بازسازماندهی مغز یا انعطاف پذیری نورونی» (نوروپلاستیسیته) را تحریک می‌کند و اثر واقعی آن در کنار تمرین‌های زبانی، در مدت‌زمان طولانی‌تر آشکار می‌شود. با این حال، به دلیل محدودیت‌های روش‌شناختی، این موضوع هنوز قطعی نیست و نیاز به مطالعات بزرگ‌تر و دقیق‌تر دارد.

ترکیب rTMS با گفتاردرمانی

چند مطالعه، rTMS را با برنامه‌های فشرده گفتاردرمانی ترکیب کرده‌اند. نتایج این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که:

زمانی که تمرین نام‌گذاری افعال به طور هم‌زمان با تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) انجام می‌شد، بهبود بهتری نسبت به حالتی مشاهده شد که تمرین جداگانه یا rTMS بدون تمرین زبانی مستقیم انجام می‌شد.

این یافته‌ها حاکی از آن است که احتمالاً بهترین استفاده از rTMS در آفازی پس از سکته مغزی، زمانی است که این روش در کنار و هم‌زمان با گفتاردرمانی فعال و هدفمند انجام شود، نه به‌عنوان یک روش جداگانه و منفعل.

محدودیت‌های پژوهش‌ها و نکات مهم

برای داشتن نگاهی واقع‌بینانه به نقش rTMS در درمان آفازی و آنومیای فعل، باید محدودیت‌های مطالعات موجود را هم در نظر گرفت. بسیاری از این پژوهش‌ها تعداد کمی بیمار داشته‌اند و در برخی موارد، گروه کنترل مناسبی مانند تحریک نمایشی (شم) برای مقایسه در کار نبوده است. نوع آزمون‌های مورد استفاده برای نام‌گذاری افعال، شدت آفازی، محل و وسعت ضایعه، و نوع و شدت گفتاردرمانی هم‌زمان، بین مطالعات متفاوت بوده‌اند.

همچنین، فقط یک مطالعه به‌طور اختصاصی بر نام‌گذاری افعال تمرکز کرده و در باقی مطالعات، افعال فقط به‌عنوان یک زیرآزمون کوتاه در میان چندین آزمون دیگر سنجیده شده‌اند. به همین دلیل، در حال حاضر نمی‌توان ادعا کرد که تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) به‌تنهایی یک درمان قطعی و اثبات‌شده برای مشکل نام‌گذاری افعال پس از سکته مغزی است. با این حال، الگوی کلی نتایج نشان می‌دهد که rTMS روشی نویدبخش و کمکی است که به‌ویژه در بلندمدت و وقتی در کنار گفتاردرمانی به کار می‌رود، می‌تواند در بخشی از بیماران به بهبود کمک کند.

چه کسانی می‌توانند کاندید استفاده از rTMS در آفازی باشند؟

تصمیم برای استفاده از rTMS باید همیشه فردمحور و با بررسی دقیق وضعیت بیمار توسط متخصصان انجام شود. معمولاً موارد زیر در نظر گرفته می‌شود:

  • نوع و شدت آفازی (مثلاً آفازی غیرروان با مشکل برجسته در نام‌گذاری افعال)؛
  • محل و وسعت ضایعه مغزی در تصویربرداری (MRI یا CT)؛
  • مدت‌زمان گذشته از سکته (فاز حاد، تحت‌حاد یا مزمن)؛
  • وضعیت عمومی سلامت بیمار، از جمله سابقه تشنج، وجود ایمپلنت فلزی در سر، دستگاه‌های قلبی خاص؛
  • توانایی و انگیزه بیمار برای شرکت در جلسات منظم گفتاردرمانی هم‌زمان.

معمولاً قبل از شروع rTMS، بیمار توسط متخصص مغز و اعصاب، گفتاردرمانگر و در صورت نیاز متخصص طب فیزیکی و توان‌بخشی ارزیابی می‌شود تا مشخص شود آیا این روش برای او مناسب و ایمن است یا خیر.

ایمنی rTMS در بیماران مبتلا به آفازی

وقتی rTMS در یک مرکز تخصصی، با دستگاه استاندارد و طبق پروتکل‌های ایمنی انجام شود، در اغلب موارد ایمن محسوب می‌شود. شایع‌ترین عوارض جانبی، سردرد خفیف، احساس فشار یا ناراحتی موقت در محل قرارگیری کویل روی سر و گاهی خستگی خفیف بعد از جلسه است. این عوارض معمولاً کوتاه‌مدت‌اند و با استراحت یا مسکن ساده برطرف می‌شوند.

احتمال بروز تشنج در rTMS بسیار پایین است، اما برای کاهش همین احتمال نیز، قبل از شروع درمان، بیمار باید از نظر سابقه تشنج یا صرع، مصرف برخی داروها، وجود ضایعات خاص مغزی و داشتن وسایل فلزی یا الکترونیکی در سر و گردن به‌دقت بررسی شود. رعایت استانداردهای بین‌المللی ایمنی و اجرای پروتکل‌های تأییدشده، نقش مهمی در کاهش خطرات احتمالی دارد.

جمع‌بندی: جایگاه rTMS در درمان آفازی و آنومیا بعد از سکته مغزی

آفازی و به‌ویژه مشکل نام‌گذاری افعال پس از سکته مغزی، یکی از مهم‌ترین و ناتوان‌کننده‌ترین پیامدهای آسیب زبانی است که می‌تواند زندگی روزمره و روابط اجتماعی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. گفتاردرمانی تخصصی، همچنان پایه و اساس درمان این اختلال است و بدون آن، هیچ روش دیگری نمی‌تواند جایگزین مؤثری باشد.

تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) به‌عنوان یک روش غیرتهاجمی و نسبتاً ایمن، در سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. شواهد موجود نشان می‌دهند که rTMS می‌تواند در برخی بیماران، به‌ویژه وقتی در کنار گفتاردرمانی هدفمند استفاده می‌شود، به بهبود نام‌گذاری و سایر جنبه‌های زبان کمک کند. در زمینه خاص نام‌گذاری افعال، نتایج اولیه حاکی از آن است که rTMS ممکن است به‌خصوص در بلندمدت و همراه با تمرین‌های زبانی، اثرات مثبتی داشته باشد، هرچند این نتایج هنوز قطعی نیستند و نیاز به تحقیقات بیشتری دارند.

در شرایط فعلی، بهترین نگاه به rTMS این است که آن را یک ابزار کمکی و مکمل در کنار گفتاردرمانی و توان‌بخشی جامع بدانیم، نه یک درمان معجزه‌گر و جایگزین کامل روش‌های کلاسیک. اگر شما یا یکی از نزدیکانتان دچار آفازی و مشکل نام‌گذاری افعال پس از سکته مغزی هستید، منطقی‌ترین مسیر این است که ابتدا گفتاردرمانی منظم و تخصصی را آغاز کنید و سپس در صورت لزوم، درباره امکان استفاده از rTMS با متخصص مغز و اعصاب و گفتاردرمانگر مشورت نمایید. تصمیم نهایی باید براساس وضعیت فردی بیمار، شرایط پزشکی، امکانات مرکز درمانی و شواهد علمی موجود گرفته شود.

درمان آفازی در مرکز نوروپالس

در مرکز نوروپالس، درمان آفازی و سایر عوارض پس از سکته مغزی با رویکردی ترکیبی و بر پایه شواهد علمی انجام می‌شود. در تجربه بالینی این مرکز، تاکنون در بیش از ده بیمار مبتلا به عوارض مزمن سکته مغزی – به‌ویژه مشکلات حرکتی و اختلالات زبانی مانند آفازی – پس از گذراندن یک دوره درمان با تحریک مغناطیسی مغز (rTMS)، بهبود قابل توجهی در عملکرد حرکتی، روانی گفتار و توانایی نام‌گذاری گزارش شده است. بسیاری از این افراد رضایت خود را از نتایج درمان در مرکز نوروپالس، نسبت به درمان‌های قبلی که تنها شامل دارو یا توان‌بخشی‌های سنتی بوده، «بالاتر» توصیف کرده‌اند. البته پاسخ به درمان در هر فرد می‌تواند متفاوت باشد، اما این نتایج بالینی امیدبخش نشان می‌دهد که استفاده هدفمند از rTMS در کنار گفتاردرمانی و توان‌بخشی تخصصی، می‌تواند برای بخشی از مبتلایان به آفازی و مشکلات حرکتی پس از سکته مغزی گزینه‌ای جدی و قابل‌تأمل باشد.

برای مشاوره و گرفتن نوبت از متخصص برای بررسی های بیشتر با شماره 09362087997 یا 09362084463 یا 09362085493 تماس حاصل فرمایید. یا میتوانید در واتس آپ به شماره 09362087997 پیام دهید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *